صبحي الصالح ( مترجم : محمد مجتهد شبسترى )

137

مباحث في علوم القرآن ( پژوهشهائى درباره قرآن و وحى ) ( فارسى )

خواسته‌هاى اين سه نفر را فهميده و از باب تملق و مراعات آنها با آنها همكارى كرده است ( مراجعه شود به 58 . curan au InTr BlachErE ) اين سخن بلاشر آنچنان بىپايه و متناقض است كه آخر آن اولش را تكذيب مىكند ، كافى است توجه كنيم كه وى در توجيه همكارى زيد با سه شخص ديگر دچار چه تكلف سست و غلطى شده است و همين دليل اينست كه نتيجه‌گيرى وى در اين موضوع فاسد است و بر هيچ پايه عقلى و نقلى استوار نيست . ( 55 ) بسيارى از مستشرقين به تقوى و احتياط اعضاء اين كميته در استنساخ مصاحف اعتراف نموده‌اند . از باب مثال « بلاشر » مىگويد : « كسى نمىتواند در اين ترديد كند كه اعضاء اين كميته به مسؤليت خود عميقا آگاه بودند ، گر چه آنها روش علمى خاصى براى كار خود نداشتند كه در آن عصر اين روش براى هيچكس مقدور نبود ولى به قدر كافى در كار خود تقوى و احتياط داشتند » ( 61 . cor InTr . au BlachErE ) . ( 56 ) تفسير طبرى 1 / 21 - 103 - شبيه اين نص را نيز سيوطى در اتقان از ابن اشته در كتاب « مصاحف » از طريق ايوب از ابى قلايه نقل كرده است . در قسمتى از اين روايت چنين آمده : « سپس جمع شدند و نوشتند ، و هر وقت در باره آيه‌اى اختلاف نظر و ترديد پيدا ميكردند » ميگفتند اين آيه را رسول خدا به فلان كس تعليم داده و ميفرستادند سراغ آن شخص كه سه كس ديگر نيز از مدينه با وى بود و به او مىگفتند رسول خدا آيه فلان و فلان را به تو چگونه تعليم داده است او ميگفت ، اينطور و اينطور ، آيه را به آن ترتيب در جائى كه خالى گذاشته بودند مىنوشتند » آنچه در كتاب « المصاحف » ابن ابى داود ص 21 و « المقنع » ابى عمر الدانى ص 8 آمده نيز شبيه همين مطلب است . ( 57 ) صاحبان اين دو مصحف از بزرگترين و دانشمندترين افراد صحابه به قرآن هستند . اما « ابى » آن چنان صاحب فضل و مورد اعتماد مردم بود كه به هنگام جمع آورى قرآن در يك مصحف در دوران ابو بكر ، او قرآن را املاء مىكرد و مردم مىنوشتند . ( مراجعه شود به المصاحف ابن ابى داود ص 9 ) و اما عبد اللّه بن مسعود ، يكى از چهار نفرى بود كه پيامبر در حديث مشهورى دستور داده بود كه قرآن را از آن چهار نفر ياد بگيرند : « قرآن را از چهار كس فرا بگيريد : عبد اللّه ( يعنى ابن مسعود ) سالم مولى ابى خديفه ، معاذ بن جبل و ابى بن كعب » مراجعه شود به بخارى 6 / 186 ) . پس از اين دو مصحف ، از لحاظ شهرت ، مصحف ابو موسى اشعرى و سپس مصحف مقداد بن عمرو ، قرار دارد ( مراجعه شود به طبقات ابن سعد ج 3 ق 1 ص 114 - 116 ) . ( 58 ) از باب مثال مصحفى است كه ابن ابى داود در كتاب المصاحف ص 50 و موارد ديگر به عمر بن خطاب نسبت مىدهد و اينكه او براى خود مصحف مخصوصى جمع‌آورى كرده بود . اين مطلب به ذائقهء مستشرق شوالى نيز شيرين آمده و در